آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

عیدی های امسال

اینم از عیدی های امسال دست همه درد نکنه که همه به فکر آبتین هستن باباجون 50000 تومن مادر جون 50000 تومن دایی جون 50000 تومن خاله نسترن یه اتوبان. یه جاده هست که شکلهای مختلف چیده میشه و بعد ماشینها با کنترل روش مسابقه می دن: منم برای نفسم یه هلیکوپتر کنترلی و یه ماشین آشغالی گرفتم دست همه درد نکنه . آبتین از عیدیهاش خیلی خوشش اومده بود و باهاشون کلی بازی می کنه ...
16 فروردين 1393

شیر خشن

اینم شیر خشن مامان ، طراح لباس هم خود آبتین بوده. اینم یه جور لباس پوشیدنه دیگه ...
9 فروردين 1393

شهر بازی رنگین کمان

اینم از شهربازی رنگین کمان که مدتها منتظر افتتاحش بودیم. خیلی قشنگ بود و کلی هم بهمون خوش گذشت. طبق معول هم که تو شهر بازیها آبتین آزاده که هر بازی رو که دوست داشت هر چند بار که خواست بازی کنه، تقریبا همه بازیها رو انجام داد تازه بعضی ها رو چند بار حتی موتور رو که قدش نمی رسید بشینه و کنارش وایساد و بازی کرد بولینگ که آبتین عاشق این بازیه و بعد از کلی بازی با همدیگه رفتیم که یه چیزی بخوریم آبتین خودش همبرگر رو انتخاب کرد و می گفت می خوام امتحان کنم ببینم چه مزه ای هست اخه تا اونروز نمی خورد. و جالبه که خیلی خوشش اومد و تا آخرشو خورد نوش جونت پسرم     ...
9 فروردين 1393

انتظار

آبتین شدیدا منتظره تا سال نو بشه و بتونه کادوهاشو باز کنه تقریبا از ساعت شش و نیم تا سال تحویل که هشت و بیست و هفت دقیقه بود همش منتظر بود   و بالاخره بعد کلی شمارش ، آغاز سال 1393 بعد از باز کردن کادوها ، یکی از پولهای عیدیشو بدون اینکه کسی بهش بگه داد به من و می گه تبریک می گم. بخورم من این پسر نازمو ...
9 فروردين 1393

سفره هفت سین

اینم سفره هفت سین امسال که آبتین طلا با کمک خاله نسترن با دقت فراوون انداختن.   اینم تخم مرغها که آبتین خودش اونا رو با سلیقه خودش رنگ  کرده و تزیینشون کرده از خدای مهربون می خوام که سالیان سال در کنار هم خوش و شاد باشیم و همه با هم کنار سفره هفت سین سال رو نو کنیم . اونم سفره هفت سینی که خاله و آبتین بچینن ...
9 فروردين 1393

مهمونی آخر سال

بیست و هشتم اسفند دعوت شدیم مهمونی به مناسبت از مکه اومدن همکار خاله نسترن. به آبتین خیلی خیلی خوش گذشت. و اینم از زبان خوردن نفسم آخه آبتین خیلی شیرینی زبان رو دوست داره. ( به دستبند پسرم توجه کنید) ازش می پرسیدن دستبندت دخترونه هست یا پسرونه . می گفت مگه نمی بینید که اسمم روش نوشته . پس پسرونه هست ...
9 فروردين 1393

سال نو مبارک

آمد نوروز هم از بامداد             آمدنش فرخ و فرخنده باد   بازم بهار اومد و من سرمست از اینکه این بهار قشنگ رو در کنار خانواده خوبم و پسر عزیزم آغاز کردم. امسال فصلی نو در زندگی من و آبتین عزیزم هست . شروعی جدید و متفاوت تر از سالهای پیش از خدا می خوام که امسال هم مثل سالهای گذشته نظرش بهمون باشه و کمک کنه تا سالی خوب ، خوش همراه با سلامتی و شادی و آرامش در کنار خانواده خوبم داشته باشیم. آمین ...
9 فروردين 1393

بهار اومد

یواش یواش بهار داره درخونمون رو می زنه و منتظره که ما درو براش وا بکنیم . امسال تو خونه باباجون یکی از درختها کلی شکوفه قشنگ داده و بهمون یاد آوری کرد که بهار اومده امیدوارم امسال برای همه و برای ما و بخصوص آبتین طلا ، سال خوب و شاد و پر از موفقیت و سرشار از آرامش باشه ...
26 اسفند 1392

کفش عید

بعد از کلی گشتن تونستم کفشی رو که ابتین می خوات براش پیدا کنم. کفشی که چراغ داشته باشه البته من دنبال یه کفش چراغدار میگشتم که هم چراغهاش رنگی باشه هم چراغهاش درشت باشه و هم اینکه بغل کفش چراغ داشته باشه تا آبتین بتونه موقع راه رفتن چراغها روببینه . البته اکثر کفشها پشت پاشنشون چراغ داره حالا چرا نمی دونم!!!!! و اینم ژست آبتین با کفش عیدش ...
26 اسفند 1392